لنگ لنگان از کردستان تا پارالمپیک

لنگ لنگان از کردستان تا پارالمپیک

23خرداد 1397

دنیای ورزش آنگونه سخت است که برای رسیدن به قله‌های ترقی باید مشقت‌های زیادی پیمود و به گفته خود ورزشی‌ها باید جان داد تا بتوانیم مدالی برگردن آویزیم و حال اگر قهرمانی از جامعه معلولین باشد آنگاه تمام سختی‌ها و مشقت‌ها چندین برابر می‌شود و اگر عنوانی کسب کند و به جایگاهی برسد قطعا" اسطوره‌ای برای دیار خود خواهد بود.

 

در سالهای نه چندان دور در این دیار پهلوان‌خیز جوانان زیادی  به جرگه ورزش آمدند و توانسته‌اند با تلاش و از خودگذشتگی نام نیک کردستان را بر تارک ورزش کشور و جهان  قرار دهند.

 

مهمان امروز مردی است که با وجود معلولیتی که دارد توانسته است تمامی مدال‌های رنگین کشوری را بر گردن بیاویزد و به عنوان یک نماینده کُرد زبان در قالب تیم ملی معلولین و جانبازان عرضه اندام کند.

 

نادر جبرئیلی از جمله پیشکسوتان دنیایی ورزش دوومیدانی است که در سال 1341 در محله اردلان سنندج به دنیا آمد و در میان هم محله ای هایش با نام زاهد شناخته شد.

 

وی از دوران طفولیت با مشکل فلج اطفال روبه رو شد و به همین خاطر جز جامعه معلولین قرار گرفت، این معلولیت هیچگاه باعث نشد که نادر از توانایی خود استفاده نکند و گوشه گیر خانه باشد.

 

وی در سال 67 همانند دیگر بچه‌های محله‌اش مشغول به بازی کردن در رشته والیبال می‌شود که در همان زمان شناگر مطرح سنندجی "حمید ملک الکلامی" او را از دور نظاره می‌کند و شاهد توانایی این پسر جوان می‌شود.

 

ملک الکلامی، نادر را به هیات ورزش معلولین و جانبازان که تازه تشکیل شده بود معرفی می‌کند و از او می‌خواهد که تمرینات و آموزش‌های والیبال نشسته را در آن هیات تمرین کند.

 

"علی خادم" که یکی دیگر از مو سپیدان ورزش است که در آن زمان مسئولیت هیات را برعهده داشت و این پسر جوان که لنگ لنگان برای تمرین آمده بود در سالن استقلال سنندج پذیرا شد و از آن موقع زاهد جبرئیلی وارد وادی حرفه‌ای‌گری ورزش شد.

 

این پیشکسوت دنیایی ورزش معلولین در آن سالها به همراه تیم والیبال نشسته به مدت یکسال در میادین رقابتی شرکت کرد و توانست عملکرد خوبی از خود برجای بگذارد.

 

نادر جبرئیلی با حضور در دفتر ایسنا گفت: روزی که در سالن مشغول به تمرین والیبال بودیم "علی خادم" که مسئول هیات جانبازان و معلولین بود به ورزشکاران اعلام کرد مسابقات دوومیدانی در شهر تهران برگزار می شود و اگر کسی می تواند در این تورنمت حاضر شود اعلام آمادگی کند.

 

در آن موقع حضور یک معلول در رقابت های دوومیدانی قابل اهمیت بود و بر همین اساس نادر پرتاب وزنه را برای حضور در این رقابتها انتخاب و طی دو ماه تمرین وارد میدان بزرگ رقابت های کشوری شد و برای اولین بار در سال 68 توانست برنز این رقابتها را کسب کند.

 

این قهرمان ارزنده استان در آن سال ها توجه مربیان مطرح کشور را به خود جلب می کند و از او می خواهند که دوومیدانی را در ماده پرتاب وزنه ادامه بدهد، و همین توصیه بزرگان باعث شد که "نادر" با انگیزه‌ بیشتری ادامه راه را جدی تر بگیرد.

 

جبرئیلی از دوران سخت روزگار جوانی خود می گفت: در این رشته زمانی می توانستم موفق باشم که از لحاظ آمادگی جسمانی و توان بدنی در شرایط ایده‌آل قرار می گرفتم ولی متاسفانه به دلیل عدم توان مالی نمی توانستم در باشگاه های بدنسازی خصوصی ثبت نام کنند.

 

وی به واسطه دوستش به سالن وزنه برداری تختی رفت و نزد "رضا قربانی" مربی مجرب آن زمان که به گفته خود نقش بسزایی در قهرمانی های وی داشت تمرینات بدنسازی را آغاز کرد.

 

 اوج نام آشنایی «نادر جبرئیلی» به زمانی باز می گردد که وی با ثبت رکورد جهانی در این ماده به عنوان نماینده ایران همراه کاروان پارآالمپیک در سال 1992 راهی بارسلون اسپانیا شد.

 

وی در این رویداد مهم با آمادگی کامل توانست حضوری موفق داشته باشد و عنوان چهارمی را کسب کند تا بیشتر به افتخارات خود و کردستان بیشتر افزونی دهد.

 

اما داستان این مرد از آنجایی جالب می شود که از سفر بارسلون باز می گردد زمانی که در بازگشتش تنها بچه‌های محله‌اش و محدود افرادی برای تبریک نزد او آمدند، قهرمان ما دیگر کسی از او نپرسید و به حال خود رها شد.

 

رسم قهرمان کُشی برایش اتفاق افتاده بود و یکه و تنها با پای لنگ لنگان مجبور شد کار کند، چون دنیایی قهرمانیش تمام شده بود.

 

وی که هنوز آن صلابت جوانی اش بر پیکره اش نمایان بود با صدای لرزان گفت: با این وضعیت جسمی که دارم، نقاش ساختمان هستم و به سختی با این اوضاع امرار معاش می کنم و اگر به گذشته و آینده و امروز خود نگاه کنم، می گویم ای کاش ورزشکار نبودم...

 

نادر از شبهای سخت زندگی‌اش می‌گفت، از آن روزهایی که برای یک تکه نان محتاج بود و همه اورا فراموش کرده بودند چون به قول خود او معلولین در جامعه فراموش شده هستند.

 

او از حال و روز خوب این روزها نسبت به گذشته گفت و ذکر کرد: در آن زمان که محتاج مالی بودم یکبار نزد آقای عبدالهی که مسئولیت ورزش را برعهده داشت رفتم و او هم مرا کمک کرد و شاید این لطف هیچگاه فراموش نشود.

 

وی مدیرکل جدید ورزش و جوانان را مردی فنی و قابل احترام عنوان کرد و گفت: خوشبختانه جولایی همیشه به پیشکسوتان احترام گذاشته و در حد توان حامی قهرمانان بوده است.

 

این پیشکسوت  از نحوه کمک های بهزیستی ابراز ناراحتی و خاطرنشان کرد: متاسفانه بهزیستی استان تنها لطفی که توانسته در حق این قهرمان ورزشی داشته باشد صدور دفترچه بیمه برای فرزندانم بوده است.

 

جبرئیلی، ورزش کردن برای یک معلول را بقای زندگانی دانست و عنوان کرد: اگر ورزشکار نمی شدم حال مُرده بودم و خدا را شاکر هستم که از طریق ورزش توانسته‌ام استقلال داشته باشم.

 

وی بازهم از کم توجهی به ورزشکاران معلول آن زمان گفت: از آن روزهایی که در مراسم تجلیل از قهرمانان ورزشی نام او فراموش شده بود و یا در مسابقاتی که عنوان اول را کسب می کرد ولی نام او را خط میزدند، تمام اینها ضربات روحی بود که نادر در تمام دوران به جان خریده بود.

 

نادر جبرئیلی چند سالی از میادین دوری کرد، چون بر این باور افتاد که ورزش دیگر برای او ارزشی ندارد و ورزشکاران معلول در این استان جایگاهی ندارند ولی بازهم دوری از دنیایی ورزش را طاقت نیاورد و به جرگه بازگشت و بازهم توانست قهرمانی های خود را ادامه بدهد.

 

منبع : ایسنا

عضویت در خـبـرنـامـه رعــد
لطفا ایمیل و شماره موبایل را وارد کرده و
دکمـه ثـبـت عـضـویـت را کلیـک نمایید.
کلیه حقوق وبسایت متعلق به موسسه رعد است